خرید بک لینک

امروز از طرف پایگاهمون رفتیم کوهسنگی قرار شد که بریم جبل النور .

پله هاشو یک به یک گذروندیم تا رسیدیم به ایستگاه صلواتی که شربت میداد

من هم یکی گرفتم و خوردم جلوترش رو نگاه کردم چند شهید گمنام و

چند فرش رو فرشا نشستیم دلم یجوری بود داشتن زیارت عاشورا میخوندن

ولی من رفتم جای مزار شهدا با چند تا از گلبرگ هایی گل که روی مزار شهدا

پرپر شده بود نوشتم شهید خیلی عالی بود پشت من جوی آب بود که در ادامه اش

انگار آبشاری بود دستهاموتو آب کردم و روی قبور متبرّک شهدا آب میرییختم حس

عجیبی بود اونجا اینو یادم اومد از اواخر کلاس اولّمتصمیم گرفتم کهجلوی نامحرم

بدون حجاب و بی چادر نباشم حالا چند گلبرگ رو برداشتموهمونجا قسمخوردم که

در هر شرایطی چادر بپوشم و گلبرگ ها رو با خودم اوردم

خونهتا همیشه این روز و این خاطره و این قول رو یادم بمونه وقتی برمیشتیم

خانمی رودیدم و که چادرش رو در آورد و همونطور که داشتم رد میشدم فکر کنم

همچین چیزی شنیدم که گفت : با چادر سخته ... خودمم نفهمیدم چی شد انگار

یکی سرمو آورد پایین و خیره شدم به گلبرگ های که دستم بود لبخندی زدم و توی

دلم گفتم خوش به حالم که چادری ام

وقتی که رسیدیم خونه اذان مغرب گذشته بود و من نمازمو که خوندم

کنترل ندارم همش به گلبرگها فکر میکنم

برچسب: خاطره ای فراموش,آهنگ خاطره ای فراموش,چنگیز حبیبیان خاطره ای فراموش,دانلود آهنگ خاطره ای فراموش, نویسنده: ستایش حسنی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 16:08

صفحه بندی